تبليغاتX
خلوت دل

خلوت دل

حرف های که توی دلامون مونده

موسیقی عشق

love-wallpaper1.jpg

توتنهاکسی هستی که آهنگ دوستت دارم رادرجانم طنین اندازکردی.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 18:0  توسط ترانه  | 

love

roos-rood13.gif
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 17:57  توسط ترانه  | 

ترس

Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPic

می ترسم.....

آری می ترسم به آینده بنگرم .....

شاید دیگرنشانی ازتونباشد.....

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 11:20  توسط ترانه  | 

آغوش عشق

Image hosting by TinyPic

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 11:17  توسط ترانه  | 

دوستت دارم

Image hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 11:10  توسط ترانه  | 

اشک...

Image hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1385ساعت 19:39  توسط ترانه  | 

آغوش مهر.....

Image hosting by TinyPic

 

Image hosting by TinyPic

 

Image hosting by TinyPic

 

Image hosting by TinyPic

 

Image hosting by TinyPic

 

Image hosting by TinyPic

 

Image hosting by TinyPic

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1385ساعت 19:38  توسط ترانه  | 

غربت...

Image hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1385ساعت 19:33  توسط ترانه  | 

عاشقانه.......

Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPic

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1385ساعت 19:32  توسط ترانه  | 

شکایت

Image hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1385ساعت 19:26  توسط ترانه  | 

آغوش تو

Image hosting by TinyPic

آغوشت جای امنی برای حضورمن است آن راهمیشه برایم خالی نگهدارنگذارکسی جزمن درآن جای گیرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 10:43  توسط ترانه  | 

فرشته

Image hosting by TinyPic

آری در آن جهان نیزفرشته ای هست که به سرنوشت من وتومی اندیشد.

دوستت دارم وبرایم عزیزترینی.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 10:35  توسط ترانه  | 

Image hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 18:4  توسط ترانه  | 

تنهایی

سلام

تاحالا توی وبلاگم دردودل نکرده بودم اما حالا خیلی دلم گرفته :

همه ی دنیام

همه ی زندگیم

می خواد تنهام بزاره بره .

خیلی داغونم خوا هش  می کنم کمکم کنید.

من عاشقشم .

تقدیم به میثم عزیزم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 10:59  توسط ترانه  | 

565757

 

عشق ، يار مهربان زندگي

 بادبان و نردبان زندگي

 عشق يعني دشت گلكاري شده

  در كويري چشمه اي جاري شده

 يك شقايق در ميان دشت خار

باور امكان با يك گل بهار

 در خزاني برگريز و زرد و سخت

 عشق تاب آخرين برگ درخت

 عشق يعني روح را آراستن

 بي شمار افتادن و برخاستن

عشق يعني زشتي زيبا شده

 عشق يعني گنگي گويا شده

 عشق يعني مهرباني در عمل

 خلق كيفيت به زنبور عسل

 عشق يعني گل به جاي خار باش

  پل به جاي اينهمه ديوار باش

 عشق يعني يك نگاه آشنا

 ديدن افتادگان زير پا

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 10:52  توسط ترانه  | 

زندگی اجبار است      مرگ انتظار است

عشق یکبار است      فکر تکرار است

جدایی دشوار است   کاش گناهی کنم

که مجازاتش تیعید     به قلب تو باشد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 10:51  توسط ترانه  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 10:50  توسط ترانه  | 

عشق: سرطان دوست داشتن است.

 

 عشق: عقد دائمي ما با غربت است.

 

 عشق :شماره تلفني است كه سالها به دنبال آن مي گرديم.

 

 عشق: آمپول كمپلكس معرفت است.

 

 عشق: اتوباني است كه تا ته ابديت مي رود.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 10:48  توسط ترانه  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 10:45  توسط ترانه  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 10:43  توسط ترانه  | 


 


خيلي دلم تنگه ولي نبودنت حقيقته
آخه آرزوي دل داشتن يک دقيقته
از ماه مي پرسم عاشقي يه قفسه يا نفسه
انگار که اين چشماي خيس هر چي ديده ديگه بسه
وقتي که گريه مي کنم سرم رو شونه ي شبه
ستاره ها رو ميشمرم نگام توخونه ي شبه
مي خوام که باد از تو بگه که از همه دنيا سري
بياي و مثل آرزو بموني از پيشم نري
تو رو بهونه مي کنم ترانه هام جون بگيره
رگاي خشک زندگيم با عشق تو خون بگيره
خيلي دلم تنگه ولي نبودنت حقيقته
آخه آرزوي دل داشتن يک دقيقته

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 10:43  توسط ترانه  | 

وقتی که دست عزيزت يه نوازشگرخوبه      وقتی که طلوع چشمات دشمن هرچی غروبه

وقتی سايه اسمت روی لبهام خونه داره       وقتی که زخم نفسهام بی تو مرهمی نداره

توبگوغيرتوکسی هست منو تنها نذاره؟       کسی هست که اگه رفتی واسه من بشه ستاره؟

راستی کی توبرمی گردی تاکه بغض من بميره؟       کی ميايی که مرغ شادی تو نگاهم پر بگيره

یه تبسم ازنگاهت واسه من تموم دنياست   وقتی چشماتو می بندی زندگی واسم معماست

بيا که هُرم نفسهات برای من نفس بياره      بيا که گريه تلخم بشه لبخندی دوباره  

بيا تا اومدنت رو پر کنم از هجرت غم       بيا تا ديگه نباشه اشکی رو گونه شبنم

شعر تازه ای نمونده که برات هديه بیارم      آخه تا اومدن تو می تونم فقط ببارم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 10:42  توسط ترانه  | 

خانه خراب تو شدم

             به سوی من روانه شو

                       سجده به عشقت می زنم

                                        منجیه جاودانه شو

                                                  ای کوه پر غرور من

                                                              سنگ صبور تو منم

                                                                        ای لحظه ساز عاشقی

                                                                                      عاشق با تو بودنم

روشن ترین ستاره ام

          می خواهمت می خواهمت

                           تو ماندگاری در دلم

                                      می دانمت می دانمت

                                                      ای همه وجود من

                                                                   نبود تو نبود من

      

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 10:41  توسط ترانه  | 

دوست دارم تو را نظاره كنم زير پايت پر از ستاره كنم

گر بپرسند نازنينت كيست دوست دارم به تو اشاره كنم


هیچ بادی نتوانست که پیغام مرا
پشت دیوار دل او ببرد
لا اقل روزی اگر پرسید در مورد عشق
پس بگویید به او
عشق همان بود که من
به تو می ورزیدم

تو را خواهم تو را تنها
كه در يك گوشه از قلبت به جا مانم
نه با يك بوسه شيرين نه با يك حلقه زرين
كه تنها در نگاهت آشنا مانم

 دمي با غم بسر بردن جهان يكسر نمي ارزد
به مي بفروش دلق ماكزين بهترنمي ارزد
شكوه تاج سلطاني كه بيم جان درودرج است
كلاهي دلكش است اما بترك سرنمي ارزد
چه آسان مي نموداول غم دريابه بوي سود
غلط كردم كه اين طوفان به صدگوهرنمي ارزد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 10:40  توسط ترانه  | 

دنیا ما را ببخش

+ نوشته شده در  جمعه سوم شهریور 1385ساعت 9:39  توسط میثم  | 

زندگی یعنی عشق  .تمام چیزهایی که من فهمیدم‌ به این خاطر فهمیدم که عشق می ورزم.

هرچیزی  که هست ُ هرچیزی  که وجود دارد به این دلیل است که عشق می ورزم. هر چیزی به تنهایی واحد است.

لنو تولستوی

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 12:23  توسط ترانه  | 

بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق
تر است.
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 12:22  توسط ترانه  | 

گفتي . قلبم تندتر از هميشه تپيد، لبخند زدم و باورت کردم با اينکه مي دانم لبها دروغ مي گويند.
با صدايت مرا نوازش کردي، تپش قلبت را حس کرم، مهربان و پاک بود. در آغوشت غرق محبت شدم. به تو تکيه کردم و آرام شدم.
نگاهت مهربان است و صدايت آرامش، دستانت بخشنده و بويت بوي بهار
عشق. با تو احساس امنيت مي کنم. احساس زيبايي، احساسي که مرا از تمام بي رحمي ها و بدي ها حفظ مي کند.
روز تولد
عشق قلبم را به تو هديه دادم که دستت را به من بدهي تا يکي شويم و پرواز کنيم تا بي کرانه ها.
منو نسپار به فصل رفته ي عشق
نذار کم شم من از آينده ي تو
به من فرصت بده گم شم دوباره
توي آغوش بخشاينده ي تو
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 12:22  توسط ترانه  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 12:21  توسط ترانه  | 

مي رويم آنجا كه دور است آنجا كه هيچكس جز خدا نيست مي رويم در قصري از بيكران آبي چراقها خاموش هست مي گويند شب است اما نور ملايمي هست چيزي شبيه مه دورمان حلقه مي زند مي گويند ابر است. همه چي براي اجراي زيباترين رقص آماده ست .

خدايا باورم نميشه همه چي شبيه يك روياس

همه چي موزون و زيباس حتي رقصيدن ما ...

احساس زيبائي داريم انگار بر ابرها سواريم و در آسمانها سير مي كنيم.

صدائي نيست سكوت است و زيبائي.

چشم در چشم يكديگر داريم و به قدر تمام آن لحظه ها كه در حسرت ديدن هم بوديم همديگرو مي نگريم آنقدر كه احساس مي كنيم چشمهايمان  يكي شده است.

ناگهان ابري از زير پايمان مي گذرد و ما نگاه از هم بر مي داريم و به پائين  نگاه  مي كنيم.

آني مي ترسيم چون مي بينيم كه  به حقيقت در آسمان هستيم و هزاران هزار چشم از زمين مارا كه در بيكران رويا مي رقصيم نظاره مي كنن.

برخي آه مي كشن و حسرت مي خورن و برخي ديگر برايمان آرزو مي كنن اين سعادت ابدي باشد.

- [ ]
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 18:24  توسط ترانه  |